Newsletter Art Club Yellow Pages Site Map Search Join Us Log In
 
Today community.gif About Power & Politics Culture & History Art & Entertainment Glam & Gossip LifeStyle Mind & Body
    Editorial Section
 
Oct 22, 2014
Iran-Dokht
Selected Articles
   
Interviews
   
News Headlines
   
Volunteer
  Student and recent graduates who want to gain experience as well as those who...  
'garm' Va 'sard'
  Hello, i'm on iranian studies at University of Warsaw and i'm working on the subject 'گرم...  
Top-paid Ceos
  Leads WSJ List of Top-Paid CEOs of the Decade; Diller, Irani, Jobs Rank High  
Loss
IranDokht.com > Support Groups > Loss
Related Sections 
Relationship Difficulties
Illness
Addiction
Loss
Domestic Violence
Difficult Children
Photographer: Javad Poursamad  
Article Tools Print This Email this Article Feedback Write For IranDokht
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Next  
 
  Comments    Post a Comment 
  posted by admin on: 05/14/11
معصومه سیحون

هنر و هنرمندی عزاداری می کند

در سا لگرد سا لمرگ بانوی هنر های تجسمی ایران.

تقدیم به یادواره سترگ خانم معصومه سیحون




طرح از: داوود شهیدی




  posted by admin on: 02/01/11
داریوش همایون


داریوش همایون روز جمعه ۸ بهمن (۲۸ ژانویه) در بیمارستانی در شهر ژنو سوئیس درگذشت.
فقدان داریوش همایون نویسنده، روزنامه‌نگار و شخصیت برجسته سیاسی، ضایعه‌ای برای جنبش دمکراسی‌خواهی مردم ایران است.

داریوش همایون بیش از شش دهه درعرصه سیاست و روزنامه‌نگاری ایران فعال بود هر سال که بر حیات او گذشت گامی بلندتر در راستای شناخت واقعیات تلخ و شیرین میهن خویش و ره‌جست‌های بشردوستانه و تلفیق آن‌ها با تمایلات میهن دوستانه‌تر برداشت. او اگر بیشتر می‌ماند از خویش یادگارهای درخشان‌تر بر جای می‌گذارد.

گفتار و رفتار او در سال‌های اخیر با صدا و جنبش درون ایران و و سایر آزادیخواهان ایران همآهنگ بود. او کسی بود که به شعار کسب قدرت به هر قیمت نه گفت. حفظ استقلال و دفاع از کشور در مقابل تهاجم خارجی برای او ارزشی والا داشت.
ترویج اعتدال در گفتمان سیاسی، رواداری و مسالمت، تشویق فعالیت‌های مدنی و نفی خشونت و تعامل مثبت بین نیروهای سیاسی، از مشخصه‌های بارز نوشته‌ها، گفتار و رفتار او در سال های اخیر است. رواداری سیاسی از او انسانی ساخته بود که موافقان و مخالفان سیاسی‌اش بر او احترام می‌گذاشتند.

در گذشت داریوش همایون را به خانواده، بستگان، یاران و کنشگران سیاسی فرهنگی و مدنی جامعه ایران تسلیت می‌گوئیم.

داریوش در سال ۱۳۰۷ در یک خانواده متوسط در تهران به دنیا آمد.
پدر وی، نورالله همایون، کارمند وزارت دارایی بود.
از ۱۵ سالگی وارد فعالیت سیاسی در قالب یک تشکیلات نیمه‌مخفی ناسیونالیسی شد.
در سال ۱۳۲۸، با انتشار مجله هنری «جام جم» فعالیت مطبوعاتی خویش را در کنار فعالیت‌های سیاسی و حزبی آغاز کرد.

اوایل دهه ۱۳۳۰ به عنوان نمونه‌خوان به روزنامه اطلاعات پیوست و پس از مدتی در سال ۱۳۳۴، خبرنگار سیاسی این روزنامه شد.

وی ‏از پايه‌گذاران سنديکای نويسندگان و روزنامه‌نگاران ايران و از دبيران پيشين آن ‏سنديکا بود.
داریوش همایون دانش‌آموخته علوم سیاسی بود و در این رشته تا درجه دکترا تحصیل کرد.

در ۲۵ آذر ۱۳۴۶ روزنامه آیندگان را بنیان گذاشت. پس از آن وارد مقام‌های دولتی در رژیم شاه شد. او وزیر اطلاعات و جهانگردی در دولت‌های هویدا و آموزگار و از رهبران حزب رستاخیر بود.

داریوش همایون ۱۶ آبان ۵۷ در منزلش دستگير و روانه زندان دژبان پادگان جمشيد آباد شد. روز ۲۲ بهمن ۵۷ پس از فتح پادگان جمشيد آباد توسط مردم از زندان فرار کرد و ۱۵ ماه به طور مخفیانه در ایران ‌گذراند.

وی از سال ١٣٥٩ در خارج از ایران به سر می‌برد و به فعالیت سیاسی و روزنامه‌نگاری اشتغال داشت.
علاوه بر مقالات، رسالات و سفرنامه‌های بی‌شمار، از آثار او می‌توان به کتاب‌های «تازه‌تر ‏‏ ديروز و فردا»، «نگاه از بيرون»، «گذار از تاريخ»، «صد سال کشاکش با تجدد»، «هزار واژه»، «من و روزگارم» و «پيشباز هزاره سوم» اشاره کرد که در خارج از کشور انتشار يافته‌اند.‏

منبع: ایران امروز


  posted by admin on: 11/01/10
اولین باغچه‌بان

«اولین باغچه‌بان» از بنیان‌گزاران اپرا در موسیقی ایران، صبح روز یک‌شنبه ۹ آبان در منزل خود در ترکیه درگذشت.

کاوه باغچه بان فرزند او، خواننده و آهنگساز مقیم استانبول که با مادرش زندگی می کرد خبر فوت او را اعلام کرد.

به گزارش مجله‌ی موسیقی ملودی به نقل از بی‌بی‌سی فارسی، اِولین باغچه بان سال ۱۳۰۷ در شهر مرسین ترکیه از مادری فرانسوی و پدری ترک به دنیا آمد. وی در کنسرتوار آنکارا با ثمین باغچه بان آهنگساز ایرانی آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آن دو انجامید، ازدواجی فرخنده برای موسیقی ایران.

او همراه ثمین به ایران آمد و در ۲۲ سالگی نخستین کلاس تخصصی آواز را در هنرستان عالی موسیقی تهران بنیان گذاشت. نتیجه این کلاس ها پرورش خوانندگانی همچون حسین سرشار، محمد نوری، سودابه تاجبخش، پری ثمر، پری زنگنه، سودابه صفاییه و عنایت رضایی است که البته شاگردان این هنرمندان خود نیز بخش بزرگی از خوانندگان ایران را تشکیل می دهند.

اِولین باعچه بان به همراه منیره وکیلی، حشمت سنجری ، فاخره صبا و چند هنرمند دیگر از پایه گذاران اپرای ایران و تالار رودکی هستند.

او همچنین نخستین گروه کر یا هم خوانی هنرستان عالی موسیقی ایران را تشکیل داد. گروهی که نخستین گام ها را در اجرای داستان های شاهنامه و متل های ایرانی برداشت. پس از آن کر ملی تهران را پایه گذاری کرد.

با وقوع انقلاب ایران فعالیت های او و ثمین باغچه بان متوقف شد تا این که در سال ۱۳۶۳ مجبور به مهاجرت به شهر استانبول شدند. اِولین در دانشگاه “معمار سنان استانبول ” تا سال ۱۳۷۳ نوازندگی پیانو درس می داد.

او در دوران بازنشستگی ده کتاب درباره تکنیک های پیانو و آواز به زبان ترکی و فرانسوی نوشت. آخرین کتاب او نیز موسیقی برای کودکان، هنوز منتشر نشده است. اما مهمترین کتاب او برای ایرانیان، کتابی است به زبان فرانسه که درباره فعالیت ها، آثار هنری و هنرمندان قبل از انقلاب ایران نوشته شده است.

اِولین اجراهای ماندگاری در اپرای ایران داشت و به ترک پارسی خوان اپرای ایران شهرت یافت. اما آخرین اجرای او، سه روز قبل از فوتش در برنامه کوک تلویزیون بی بی سی فارسی در استانبول بود. اجرایی کمتر از سه دقیقه بر روی آهنگ “فردا” ساخته کاوه باغچه بان و گفتگوی کوتاهی با بهزاد بلور مجری این برنامه، آخرین مصاحبه و اجرای اِولین در برابر دوربین است.

این گفته او بسیار معروف است: “ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم، اما میوه هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشستم. به همین علت هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خودم می دانم.”

او همیشه همراه همسر خود ثمین باغچه بان بود که سه سال پیش به دور از وطن در استانبول فوت کرد. اما امروز او نیز همانند همسر هنرمندش در ۸۲ سالگی درگذشت. علت مرگش هنوز مشخص نیست اما صبح دوشنبه ۱۰ آبان، در گورستان ایرانیان درقسمت آسیایی استانبول کنار قبر همسرش دفن خواهد شد.

منبع: www.melodymag.com



  posted by admin on: 10/15/10
مرضیه


مرضیه در سال ۱۳۰۴ در تهران بدنیا آمد و در ۲۱ مهرماه سال ۱۳۸۹، در ۸۵ سالگی در اثر بیماری سرطان در پاریس درگذشت. پدر و مادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه‌ساز، نقاش و مینیاتوریست و موسیقی‌دان در فامیلش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص او را تشویق به خواندن کرد و در همه دوران زندگی‌اش از او پشتیبانی می‌کرد.



وی در مصاحبه‌ای درباره خود گفته‌بود:

«درزمانی که خانواده‌های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم می‌فرستادند پدر من با وجود که یک فرد روحانی بود مرا تشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتی که من آغاز به خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسه‌ای می‌داشت و هم دانش کلاسیک موسیقی و هم چنین یک صدای خوب. در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای او را تأئید می‌کردند و همچنین تئوری موسیقی را باید بخوبی می‌دانست. من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم.»[نیازمند منبع]

مرضیه در سال ۱۹۴۲ (۱۳۲۲ خورشیدی) به جهان هنر موسیقی وارد شد. نخستین بار در یک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا می‌کرد (تئاتر باربد) در نقش شیرین بازی کرد. این نمایش ۳۷ شب روی صحنه بود که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و با استقبال زیاد مردم مواجه شد.

مرضیه به سرعت نظر استادان موسیقی را به خود جلب کرد و نخستین زنی بود که توانست در برنامه گل‌ها آواز بخواند.[نیازمند منبع] مرضیه در حدود ۱۰۰۰ آواز در دوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی ایرانی بسیار اثرگذار بود.

منبع: ویکی پدیا


  posted by admin on: 09/01/10
بانو الهه

بهار غلامحسینی که همگان او را با نام هنری الهه می شناسند از میان ما پر کشید. ساعت چهارده و سی دقیقه عصر روز چهارشنبه 24 مرداد ماه، الهه گلهای پیرنیا بر اثر بیماری سرطان در بیمارستان پارسیان در سعادت آباد تهران جان را تقدیم جانان نمود و موسیقی ایران یکی دیگر از گل های خود را از دست داد. روزگار همیشه بهترین ها را گلچین می کند

.یکی از دوستان خاطره ای تعریف می کرد، زمانی که بانو الهه به ایران می آید، به بانو می گوید که می خواهد با او گفتگویی داشته باشد. بانو می گوید اگر باشم به روی چشم.

دوست من به بانو می گوید مگر دوباره می خواهید بروید، بانو می گوید: نه نمی روم - و دوباره می گوید - ولی اگر باشم. بانو می گوید من آمده ام ایران که بمیرم. روانش شاد.


شمع و پروانه منم مست ميخانه منم
رسوای زمانه منم ديوانه منم
رسوای زمانه منم ديوانه منم

يار پيمانه منم از خوب بيگانه منم
رسوای زمانه منم دیوانه منم

چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون همسفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم ديوانه منم

تو ای خدای من شنو نوای من
زمين و آسمان تو ميلرزد به زير پای من
مه و ستارگان تو ميسوزد ز ناله های من
رسوای زمانه منم ديوانه منم
رسوای زمانه منم ديوانه منم

وی از اين شيدا دل من
مست و بی و پروا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من رسوا دل من
ناله تنها دل من داغ حصرت ها دل من
سرمایه سودا دل من
رسوا دل من

خاک سر پروانه منم خون دل پيمانه منم
چون شور ترانه تويي چون آه شبانه منم
رسوی زمانه منم ديوانه منم
رسوی زمانه منم ديوانه منم



گزارش تصویری که تهیه شده است، از ابتدای مراسم در خانه پسر زنده یاد الهه تا دفن بانوست



نصر الله وحدت در خانه پسر بانو الهه


پوري بنايي در حزن واندوه عزيز از دست رفته


ايرن در خانه پسر بانو الهه


جمع هنرمندان در خانه پسربانو الهه


پوري بنايي و امين الله رشيدي


بهشته در خانه پسر الهه




رفتن به محل تشييع




هنگام دفن


پسر بانو الهه ، همايون خرم


اکبر گلپايگاني


جواد لشگری در مراسم خاکسپاري


فروزنده در مراسم خاکسپاري بانو الهه


ناصر ملک مطيعي ، امين الله رشيدي در مراسم خاکسپاري


امیر رسايي در مراسم تشييع بانو الهه



 Post a Comment 
 









 
      | Feedback | Join Us | Write For irandokt | Editorial Policy Contact | Press Room | About irandokt | 
Iran-Dokht

©2002 All rights reserved
Contact irandokht