Newsletter Art Club Yellow Pages Site Map Search Join Us Log In
 
Today community.gif About Power & Politics Culture & History Art & Entertainment Glam & Gossip LifeStyle Mind & Body
    Editorial Section
 
Feb 09, 2010

Iran-Dokht
Vote
Predicting the Outcome
Tehran Tiananmen?
Zimbabwe solution?
Velvet Revolution?
Results
  News Headlines
   
  Interviews
   
  Events
   
  درس حقوق ...
   
  Notice
  Due to personal circumstances, until further notice Dr. Laleh Bakhtiar is unavailable to respond to...  
  Searching For A P ...
  Salaam We are two PhD in nursing looking for a good position in...  
Architecture
IranDokht.com > Art & Entertainment > Architecture
Related Topics 
Ask The Expert
Art Club
Networking
List of Articles
Artist: Shirin Neshat  
 
  به مناسبت زاد روز نيما يوشيج   Comments 

www.IranDokht.com
Source:
Print This
Email this Article
Feedback
Write For IranDokht
جام جم آنلاین
علي اسفندياري که بعدها نام خود را به نيما يوشيج تبديل کرد، در 21 آبانماه سال 1276 خورشيدي در دهکده يوش، واقع در شهرستان نور بدنيا آمد. پدرش ميرزا ابراهيم خان اعظام السلطنه، يکي از افراد دودمانهاي قديمي مازندران بود که در اين منطقه به کشاورزي اشتغال داشت. در ابتدا به سبک معمول و قديم شعر مي ساخت؛ اما پس از چندي راه تازه‌اي را در پيش گرفت و منظومه افسانه، سروده شده به سال 1300 خورشيدي، سبک تازه‌اي در ارائه محسوسات او است. نيما با وجود ارائه سبک و شيوه نو از مدافعان جدي ادب و هنر اصيل ايران بود و تا آخر عمر علاوه بر شعرهاي نو، شعرهاي سنتي نيز مي‌سرود. نيما يوشج در سال 1337 بدرود حيات گفت. يك از اشعار نيما يوشيج را به مناسبت سالروز تولد پدر شعر «نو» ايران؛ با نام « به ياد وطنم»

اي «فراكش» دو سال مي گذرد

كه من از روي دلكشت دورم

نيست با من دلم ز من بپرد

كه چه سوي تو باز مهجورم

من در اين خانه هاي شهر، اسير

همچو پرنده در ميان قفس

گوئيا دزدم از بسي تقصير

شده ام در خور چنين محبس

بدتر از دزد، مي كنم باور

كرده‌ام هر گناهشان را فاش

چون پرنده به هر طرف خود سر

خوانده ام، خواندنم بود پرخاش

مي هراسم ز هر چه ديوار است

چه كند با هراس خود شاعر؟

شاعري كاين چنين گرفتار است

باشد اندر گريستن ماهر

اين همه هيچ اي «فراكش» من

دور ماندن ز روي تو سخت است

دوريت كاسته است ز آتش من

چيست اين بخت، مرگ يا بخت است؟

مي رسد چون نسيم هاي بهار

دامنت مي شود سراسر گل

مي كشي سوي خود ز راهگذار

هر پرنده: چه «زيك» و چه بلبل

كوه خرم! «فراكش» محبوب

ملجإ فكرهاي تنهايي

كه همي ايستد بسي محجوب

بر سرت آسمان مينايي

من كه با فكر نافذ و باريك

خلق را هر زمان بپيچانم

پس چرا كمترم ز بلبل و «زيك»

غم فشرده است روي خندانم؟

كوه! با آن همه نعايم وجود

با چنان ميهماني عامي

نبرد پس چرا ز روي تو سود

شاعر بينواي ناكامي؟

سهم من دور ماندن از آنجاست

بي نصيبي ز هر چه جانبخش است

وطنم را ببين كه از چپ و راست

چه نهان پرور و نهانبخش است

باشد آنگونه‌اي كه مي خواهد

از صداي من وز شكلم دور

گر چه هر دم ز جان من كاهد

گنهش نيست، خود شدم مهجور

وطنم را هميشه دارم دوست

با وجود تمام بي صبري

نرسد سوش تا جهان بد جو است

دست يك فتنه، پاي يك شهري
" به مناسبت سالروز تولد پدر شعر «نو» ايران "

Read More Articles by Source:
Read More Articles on Architecture
 
 
    Comments   Post Your Comment 

Make a Comment
 









 
      | Feedback | Join Us | Write For IranDokht | Editorial Policy Contact | Press Room | Advertising Brochure | About IranDokht | 

©2002 All rights reserved
Contact IranDokht