آنتـــی وار - Antiwar.a@gmail.com
هفده دی ماه ۱۳۱۴ اگر چه بار تلخ اجبار را با خود حمل میکند ولی بی تردید نقطه عطفی درتاریخ سیر اجتماعی زنان ایران میباشد.
سردبیر
این روزها دوباره بحث حجاب، بالاگرفته است. اما این بار موضوع حجاب خانم ها نیست، بلکه این آقایان هستند که به میل و ارادهء خود حجاب را برگزیده اند. روسری و چادری، که بسیاری از خانم ها به اجبار می پوشند، آقایان این روزها با افتخار و رغبت بر سر می کنند. داستان حجاب در ایران بسیار شنیدنی است. برای اینکه بتوانیم شرایط امروز را و همبستگی و حمایت، مردان ایرانی آنهم با حجاب زنانه را از یک فعال دانشجویی، درک کنیم باید نگاهی به گذشته بیندازیم. بد نیست در ابتدا این را هم بگویم که در اینجا نمیخواهم به خوب یا بد بودن حجاب و یا نگاه اسلام به آن بپردازم. قدر مسلم آنکه، حجاب آن هم به این صورتی که شیعه امامیه، در ایران ترویج میکند نه در قران وجود دارد و نه تمامی مراجع بزرگ آن را تائید می کنند.
می گویند که اجبار چیز بدیست. چه اجبار به کار خیر چه اجبار به شر. از زمانی که رضا شاه در ۱۷ دی سال ۱۳۱۴ طی جشن فارغالتحصیلی دختران بیحجاب در دانشسرای مقدماتی رسماً بر کشف حجاب تاکید کرد تا به امروز زمان زیادی نمی گذرد. آن کشف حجاب اجباری، تا به امروز بعنوان یک خاطره بد در حافظهء تاریخی مردمان این سرزمین مانده است. همینطور است حکایت حجاب اجباری زنان این سرزمین در بعد از انقلاب اسلامی. اما می خواهم قدری عقب تر بروم، به زمان ناصرالدین شاه قاجار.
با اینکه ناصرالدین شاه، حاکم ایران بود، اما در همان زمان کسانی بودند که شهرتشان از وی بیشتر شده و تا کنون نیز در اذهان باقی مانده اند. از آن جمله زنی است بنام طاهره قرةالعین. قرةالعین شاعری خوش ذوق بود و در میان زنان شاعر شهرت خاصی داشته و دارد. در سال ۱۲۳۳ هجری قمری در قزوین به دنیا آمد. فقه و اصول و کلام و ادبیات عرب را نزد پدر آموخت. آثار شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی را که رهبران مکتب شیخیه بودند، مطالعه کرد و با سید رشتی مکاتبه و ارتباط برقرار کرد و سید کاظم رشتی در رسائل خود او را قرةالعین نامید. با توجه به فضیلت، علم و هوشیاری طاهره، ناصرالدین شاه قاجار دلباخته او شده و از وی خواستگاری میکند. طاهره طرفدار دین بابی، اولین زن ایرانی است که مسئله تساوی حقوق زن و مرد را در سال ۱۸۴۸ مطرح نمود. عدهای او را برجستهترینِ افراد در مسئله دفاع از حقوق زنان میدانند.
اما شهرت طاهره تنها در زیباروئی و یا طبع شعر و حتی در احاطه بر علوم زمانه نبود. طاهره را شاید بتواند بدرستی اولین زن ایرانی نامید که کشف حجاب کرد. نقش او را در مبارزه برای برابری زن و مرد، «کشف حجاب» و شورش بر نظم موجود، از یاد نمیتوان برد. زيرا در تاريخ ايران اسلامی، اين نخستين بار بود که سخن از رفع حجاب می رفت. بسیاری از مردم به پرخاش آمدند و دشنامش دادند. اما او یکه و تنها به جنگ عقاید پوسیده و کهنه زمانه خود رفت.
زمانی طاهره با کشف حجاب اختیاری، مورد تحقیر عده ای دگم اندیش قرار گرفت زمانی دیگر رضا شاه با دیده تحقیر به زنان با حجاب کشورش نگریست و اعلام کرد «دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمدهاست» و زمانی دیگر، این حجاب برای خانه نشین کردن و تحقیر دوباره به اجبار بر سر زنان ایران رفت. درد آور تر اینکه اینک همان عده میخواهند با در حجاب زنانه نشان دادن یک مرد، اورا تحقیر کنند. ببینید که چگونه حجاب ها برافتاده. اکنون حکومتی که حجاب را مصونیت میدانست نه محدودیت، از همان حجاب برای تحقیر منتقدانش استفاده می کند.
مجید توکلی نشانه یک عقیده است؛ عقیده ای که زن و مرد نمی شناسد. عقیدهء بیزاری از خشونت، بیزاری از دروغ، بیزاری از خفقان و بیزاری از دیکتاتوری. بعد از فراخوان یک عکاس ایرانی در شبکه اجتماعی اینترنتی فیسبوک که از مردان ایرانی خواستهاست در اعتراض به این اقدام نیروهای امنیتی، عکسهایی با چادر و مقنعه از خود منتشر کنند، عده بسیاری از مردان ایرانی از تمام اقشار، نژاد ها و حتی مذاهب مختلف این دعوت را پاسخ داده و سکوت تمام این سالها را شکستند و اعلام کردند که «لباس زنانه بد نیست و این حجاب اجباریست که بد است. چه بر تن زنان این سرزمین و چه بر چهره مجید توکلی. »
اکنون مردان این سرزمین میدانند که در تمام این سالها و در پشت تمام زجرهائی که زنان این سرزمین کشیده اند، چه تفکری وجود داشته است، تفکر تحقیر زن. از مد شدن انواع و اقسام مانتو های بلند و کوتاه و بدن نما تا چادر و مقنعه و حجاب ملی و سیمای عفاف تا طرح موهن امنیت اجتماعی و تاسیس خانه های عفاف، همه وهمه میخواستند یک چیز را بگویند: می خواهیم شما را تحقیر می کنیم. همین تز بود که باعث شد برتن مجید توکلی حجاب زنانه بپوشانند.
کلام آخر اینکه زن ایرانی پاک است و بزرگ، چه با حجاب چه بی حجاب. به تمام زنان و دختران ایران زمین، افتخار می کنیم، به همه زنانی که این روزها چه بسا بیشتر از مردان آماج مشت و لگد و باتوم قرار گرفته اند.