ایراندخت: عشق به خواندن از کجا و چگونه آغاز شد؟

زیبا: ازکودکي منهم مثل خيلي از بچه هاي ديگر در مهماني هاي خانوادگي به تشويق والدين محترم خود تا انجا که مقدور بود هنرنمايي ميکردم. آنچه در چنته داشتم را اعم ار خواندن و رقصيدن در سبد اخلاص به زور به خورد دوستان و بستگان ميدادم تا به امروز. نا گفته نماند که اگر موقيعتي دست ميداد از دکلمه ي شعر نيز دريغ نميورزيدم.
ایراندخت: سبک کار خود را چگونه توجيه ميکنيد؟
زیبا: کارهاي من عطر و بوي زنانه دارند. در اشعارم با قدرت از خواستهاي زنانه صحبت ميکنم. هرگز براي عشق التماس نميکنم . عشق , احترام و وفاداري را حق طبيعي خود ميدانم که براي داشتن آن نيازي به عجز و لابه نيست.
ایراندخت: چطور شد که توجه شما به مسايل مربوط به زنان جلب شد؟
زیبا: شايد به خاطر کمبودهايي که در خودم و بسياري زنان اطرافم احساس کردم.تجربه ي نان آور بودن براي بسياري اززنان ايراني در محدوده ي سني ۵۵-۴۵ تجربه ي تازه اي بود. ما در خانه پدري با اين تصور که در آينده فقط نقش همسري و مادري را بعهده خواهيم داشت بزرگ شديم. ما آموخته بوديم که نان آور مرد خانه خواهد بود. کوچ بسياري از ما ايرانيان به کشورهاي غربي به دليل انقلاب حقيقت ديگري را برما نمايان ساخت. بزودي دريافتيم که بايد شانه به شانه ي شوهران، پدران و برادران خود براي تامين زندگي قدم برداريم و بکار بپردازيم. به مرور زمان مقاوم تر، جدي تر و گاه خشک تر و خشن تر از پيش، پيش رفتيم. کم کم از ياد برديم که زماني رمانتيک بوديم و حساس و گاه عشوه گر. کم کم حس زن بودن و زنانگي در وجودمان رنگ باخت و روز به روز بي رنگ تراز پيش شد. جقيقت اين است که زماني به خود آمدم و ديدم نه تنها مرد زندگي ام حساسيت هاي زنانه مرا ناديده ميگيرد، بلکه خودم نيز در بودنشان شک دارم.
آن زمان بود که تصميم گرفتم از زني بنويسم که نمايانگر زن امروز است. زني که درکمال قدرت ميخواهد زن بماند . زني که ظريف است نه ضعيف.
ایراندخت: آيا فکر ميکنيد حس اشعار شما فقط براي زن ايراني و شرقي قابل لمس و درک است؟
زیبا: خير. اشعار من متعلق به زن امروزي است در هرکجاي دنياکه باشد. زني که پا به پاي مردش قدم بر ميدارد. به زن بودن خور افتخار مي کند و قصد در حفظ صفات زنانه ي خود دارد.
ایراندخت: ميخواهم از مشکلات گوناگوني که در اجتماع با ان روبرو بوديد يا هستيد از شما سوال کنم از خانواده شروع ميکنم.
نظر خانواده شما درمورد خواندن و بروي صحنه رفتن شما چه بود؟
زیبا: پدرم را قبل از اينکه بطور جدي کار هنري ام را اغاز کنم از دست دادم. بقيه افراد خانواده هميشه و همه جوره مشوق و پشتيبان من بوده اند. اولين خريدار البوم و بليط کنسرت هاي من هميشه خواهرانم بوده اند.
ایراندخت: شوهر يا فرزندتان چگونه با اين موضوع مواجه شدند؟
زیبا: مدت زيادي است که مزدوج نيستم. دخترم هم چون خودش بسيار علاقه مند به موزيک است و گيتار ميزند طبيعتآ از اينکه من هم ذوق موسيقي دارم احساس رضايت ميکند؛ هرچند که سبک کار من مورد علاقه ي او نيست. مردي که مدت زمان بسياري در زندگي من است سهم بسزايي در انچه که من امروز هستم دارد؛ هميشه بهترين مشوق من بوده و بايد اعتراف کنم نسبت به کار من از خودم سخت گيرتراست.
ایراندخت: نگاه جامعه ايراني را به خود وديگر هنرمندان چگونه ميبينيد؟
زیبا: متاسفانه نگاه جامعه به هنرمند چنان که بايد مهربانانه نيست. براي تاييد حرف من کافيست دوسال گذشته را مرور کنيد تا بياد بياوريدکه هنرمندان ما اعم از شاعر و خواننده و موسيقيدان درچه شرايطي از بين ما رفتند و جواب تلخ سوال خود را بگيريد . بايد اقرارکنم تا همين نيمه هاي راه که رسيدم نفسم بس تنگ است. در شروع کارم صحبت از اين بود که اي بابا، زيبا جان اين نوع صدا و موزيک اينده اي ندارد و دست بردار. يک چيزي بخون مردم حال کنن!! کم کم نوع خواندن و سبک موزيک من جايي براي خود باز کرد،علاقه مندان خودش را پيدا کردو مورد توجه مجامع فرهنگي و گردهمايي هاي اجتماعي قرار گرفت.
ایراندخت: نکته ي جالبي است. ايا گروههاي فرهنگي و اجتماعي پشتيبان و مشوق شمابوده اند؟
زیبا: مشوق بله؛ پشتيبان خير. درواقع در انتها متوجه شدم که انها هم براين عقيده اند که هنرمندي که مردم را برقص در نمياورد نبايد توقع حق الزحمه داشته باشد! همين که فرصتي دست داده تا صدايش شنيده شود بايد خوشحال باشد. بدتر از ان زماني است که براي من و دي-جي حقوق مساوي در نظر ميگيرند؛ البته گاهي حقوق دي-جي بيشتر است!!!!!
بسيار دلگير و ازرده ميشوم وقتي که ميبينم هموطنان بياد روزهاي گذشته يادي از چک و چانه زدنه در بازارهاي ايران ميکنند و با سماجت به چانه زدن ميپردازند.
ایراندخت: نگاه جامعه ي مرد سالار ايراني را بخور چگونه ميبينيد؟
زیبا: نگاه جالبي است! خيلي ها با اينکه واقعآ طرفدار و تحسين گر کارهاي من هستند متوجه ميشوم که از ته دل از اينکه من همسر يا خواهرشان نيستم خوشحالند. بسياري از اقايان کارهاي مرا "ضد مرد" ميخوانند. ولي بايد اين را هم اعتراف کنم که مردان بسياري کارهاي مرا به مقدار زياد سفارش ميدهند و به زنان هديه ميکنند.
ایراندخت: ديدگاه نسل جوان را به هنرمندان چگونه ميبينيد؟
زیبا: بسيار دلپذيرتر از نسل قديم. نسل من با موزيک و خواننده درکاباره اشنا شده. بهترين خواننده هاي ما درايران قبل از انقلاب در کاباره ها ميخواندند. اکثر اوقات تماشاچيان سرمست تر از ان بودند که بدانند چه برروي صحنه گذشت. نسل امروز براي شنيدن صداي خواننده مورد علاقه اش سالن هاي کنسرت را پرمي کند. ميرود به اين قصد که دوساعت برجاي بنشيند و از هنر لذت ببرد.
ایراندخت: بطورکلي ازاينکه خود را در معرض قضاوت مردم قرارداده ايد چه احساسي داريد؟
زیبا: ياد گرفته ام کاري را انجام دهم که بر ان باور دارم و زماني که شما خود را باور داريد نگران قضاوت مردم نيستيد. انچه که مينويسم و ميخوانم کاملآ با من سازگار است و درواقع خود خود من است و شرمي از ان نيست. ازادانه و با صداي بلند از زن ميخوانم؛ از قهر و ناز کردنش؛ خواستهاي زنانه اش تا طلب هماغوشي ي عاشقانه اش.
ایراندخت: ميدانم که تمامي اشعار و اهنگهای البوم هاي شما از خودتان است. ايا هيچ فکر کرده ايد که از اشعار ديگر شاعران بخوانيد؟
زیبا: سوال بسيار خوبيست. اي-ميل هاي بسياري در اينمورد دريافت ميکنم. حقيقت اين است که تا زماني که تمامي مخارج بالاي تهيه يک البوم بعهده خودم است طبيعتآ از ان براي پيشبرد کار و سبک خودم استفاده خواهم کرد. ولي اگر کسي مايل به سرمايه گذاري باشد ميتوان جواب ديگري براي اين سوال يافت.
ایراندخت: اخرين سوالم اين است که ايا البوم جديدي در دست تهيه داريد؟
زیبا: راستش هنوز البوم " هواي تاره " بقول معروف عرقش خشک نشده. هواي تازه اخرين البوم من است که حال و هواي JAZZ دارد و هواي تازه ايست در سبک کار من. نزديک به يک سال است که به بازار امده. معمولآ دوسالي طول ميکشد تا هواي تهيه ي البوم جديد بسرم بيافتد و بقول مادرم : تا دوسال ديگر ببينيم کي زنده است و کي مرده؟!
جهت خرید آلبوم ترانه های زیبا شیرازی لطفا اینجا را کلیک کنید.